خرید بک لینک
می دانی می دانییک وقت هایی بایدروی یک تکه کاغذ بنویسیتـعطیــل استو بچسبانی پشت شیشه ی افـکارتباید به خودت استراحت بدهیدراز بکشیدست هایت را زیر سرت بگذاریبه آسمان خیره شویو بی خیال ســوت بزنیدر دلـت بخنــدی به تمام افـکاری کهپشت شیشه ی ذهنت صف کشیده اندآن وقت با خودت بگویـیبگذار منتـظـر بمانند !!!حسین پناهی + نوشته شده در دوشنبه هفدهم مهر ۱۳۹۶ساعت 21:8 توسط حسین |

برچسب: نویسنده: بردیا رستمی تاريخ: پنجشنبه 20 مهر 1396 ساعت: 11:55

عاشق شدن

یهویی پیش میاد

بدون هیچ دلیلی

ندیده و نشناخته

به این میگن عشق

اما اگه بعدش

تونستی

با

بد

و

خوبش بسازی

بهش میگن عاشقی

برچسب: نویسنده: بردیا رستمی تاريخ: پنجشنبه 20 مهر 1396 ساعت: 11:55

نسکافه

گاهی وقت ها
دلت می خواهد با یکی مهربان باشی
دوستش بداری
و برایش چای بریزی
گاهی وقت ها
دلت می خواهد یکی را صدا کنی
بگویی سلام
می آیی قدم بزنیم؟
گاهی وقت ها
دلت می خواهد یکی را ببینی
گاهی وقت ها…
آدم چه چیزهایِ ساده ای را
ندارد…..!

+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم مهر ۱۳۹۶ساعت 2:0 توسط حسین |

برچسب: نویسنده: بردیا رستمی تاريخ: پنجشنبه 20 مهر 1396 ساعت: 11:55

به آن هایی که دوستشان دارید

بی بهانه بگویید دوستت دارم

بگویید در این دنیای شلوغ

سنجاقشان کرده اید به دلتان

بگویید گاهی فرصت با هم بودنمان

کوتاه تر از عمر شکوفه هاست

شما بگویید،حتی اگر نشنوند

برچسب: بگویید, نویسنده: بردیا رستمی تاريخ: جمعه 7 مهر 1396 ساعت: 19:57

زندگی معلم بزرگی است…:

زندگی می آموزد که شتاب نکن.

زندگی می آموزد چیزهایی که می خواهی به آنها برسی وقتی

دریافتشان می کنی می بینی آنقدر هم که فکر می کرده ای مهم نبوده

شاید هم اصلا مهم نبوده شاید موجب اندوهت نیز شده است.

زندگی می آموزد از دست دادن آنقدر هم که فکر می کنی سخت نیست.

زندگی می آموزد همه لحظات تبدیل به خاطراتی شیرین می شوند

بعدا که می گذری و تو در آن لحظه

بی تابی می کردی و این را نمی دانستی.

زندگی زیباست!

برچسب: زندگی, نویسنده: بردیا رستمی تاريخ: جمعه 7 مهر 1396 ساعت: 19:57

نیمکت ها

در پاییز

لب به سخن می گشایند …

چقدر پاییز به این نیمکت ها می آید…؟!!!

از تو می گویند

از من

و از سال های رفته …

از یادگاری که من و تو روی آن نوشتیم …

تو نیستی

و من بجای تو مرور می کنم هر پاییز …

برچسب: نیمکت, نویسنده: بردیا رستمی تاريخ: جمعه 7 مهر 1396 ساعت: 19:57

زندگی زیباست متن ادبی , متن های خواندنی زندگی زیباست

هیچوقت دلخوشی ڪسی رو ازش نگیرین
این دلخوشی میتونه:
یه سلام
یه احوالپرسی
یه حواسم بهت هست …
یه صدای گرم و دوستانه
و یه حس خوب باشه …
دوستی ها رو دست ڪم نگیرین …
همین …
بچه ها شوخی شوخی به گنجشک ها سنگ میزنن …
ولی گنجشک ها جدی جدی میمیرن … !
آدما شوخی شوخی به هم زخم زبون میزنن …
ولی دلها جدی جدی می شڪنند….

برچسب: دلخوشی, نویسنده: بردیا رستمی تاريخ: جمعه 7 مهر 1396 ساعت: 19:57

ساحل آرام بلند همچنان می خواندبهر این عشق عظیم همچنان می راند نفس باد بهار بر رخ ساحل سنگ همچنان می رقصد این دقایق مستند رهگذر بی تاب با نگاهی سرگردان در پی قامت یار همچنان می گردد موج خسته ز ره همچنان می كوبد بر سر صخره سرد این هوا ناب است یار گمشده ام اكنون در سفری ناز است حافظ از بر كردم بس كه زدم تقدیر می گشایم فال تا جوابی بینم بهر این پرسش كه چرا رفت و چرا ماندم؟ صفحه ها همچون موج می رود از

برچسب: نویسنده: بردیا رستمی تاريخ: جمعه 7 مهر 1396 ساعت: 19:57

میخندم غــرق دردم ولی می خـنـدمخـنـده ای کـه تـلـخیـش را…فـقـط خـودم مـی دانـم و خـدای خــودمــ…..عـمـق درد مــن دیـــدنــی نــیـــسـت،تـلاش بـیـهـوده نـکـن بـرای دلـداری دادنــم”اگـر راســت مــی گـویــی مــرا بــشنـاس…بـهـانـه هــایــم را…لــج کــردنــم را…بــچـه شدنــم را…کــج خــلــق شـدنــم را.. + نوشته شده در پنجشنبه ششم مهر ۱۳۹۶ساعت 19:5 توسط حسین |

برچسب: میخندم, نویسنده: بردیا رستمی تاريخ: جمعه 7 مهر 1396 ساعت: 19:57

صدایت را دوست دارم ﺻﺪﺍﯾﺖ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡﺑﮕﻮ … ﻓﻘﻂ ﺑﮕﻮﭼــﻪ ﻓـــﺮﻕ ﺩﺍﺭﺩﺍﺯ ﻣـــﻦ ، ﺍﺯ ﺗـــﻮﺍﺯ ﺑــــﺎﺭﺍﻥﺩﺭ ﺁﻏــﻮﺷــﻢ ﺑــﮕــﯿــﺮ ﻭ ﺩﺭ ﮔــﻮﺷــﻢﺍﺯ ﻣـــﺎﻧـــﺪﻥ ﺑــﮕـــﻮﺍﺯ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﻫﺎﯾﯽ ﺑﮕﻮ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺷﻨﯿﺪﻧﺶ ﺩﻟﻢ ﺑﺮﯾﺰﺩ !!ﮔـــﻮﻧـــﻪ ﻫــﺎﯼ ﺧــﺠــﺎﻟــﺘــﯽ ﯾــﻢ ﺭﻧــﮓ ﺑــﮕــﯿــﺮﺩﺍﺯ ﺩﻟﺒﺮﯼ ﭼﺸﻤﻬﺎﯾﺖ ﺑﮕﻮ ﮐﻪ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺩﻟﻢ ﺭﺍ ﻫﻮﺍﯾﯽ ﮐﺮﺩﻩﺍﺯ ﻫــﺮﭼــﻪ ﺧــﻮﺩﺕ ﻣــﯿــﺨــﻮﺍﻫـﯽﺍﺯ ﺧـــﻮﺩﺕ ﺑـــﮕـــﻮﭼـــﻪ ﻓــﺮﻕ ﺩﺍﺭﺩ ﺍﺯ ﭼـــﻪﻓـــﻘــــﻂ ﺑـــ

برچسب: صدایت, نویسنده: بردیا رستمی تاريخ: جمعه 7 مهر 1396 ساعت: 19:57

چشمان خمارت نقش ِچشمان ِخمارت ، چه کشیدن دارد !سایه ساران ِدو زلفت ، چه لمیدن دارد !آن قدر خوب و ملیحی که به یک جرعه نگاهحس ِمستی لبت ، طعم ِچشیدن داردمثل ِموسیقی ِشوری ، که بیات ِتُرکشپرده ها دارد و بی پرده ، شنیدن دارداین تپش چیست ، که در سینه ی لرزان ِتو نیزهمچو آهوبره ای ، شوق ِجهیدن داردتو تمنای ِغزل کردی و گلواژه شکفتگل ، ز گلخانه ی دامان ِتو چیدن داردعطر ِگیسوی ِتو را گر ببرد ، دست ِنسیمتا

برچسب: چشمان,خمارت, نویسنده: بردیا رستمی تاريخ: جمعه 7 مهر 1396 ساعت: 19:57

صفحه بندی